همواره حضور زنان در عرصه شعر و ادب فارسی ، اگرچه در تراز شاعران مرد نبوده است ولی حضور آنان بویژه در مقطع معاصر، چشمگیر و فعال می باشد تا جایی که می توان ادعا نمود، این حضور گاه آنقدر پررنگ بوده که این زنان به شدت در حوزه فرهنگ تاثیرگذار شده اند. مهم ترین […]
همواره حضور زنان در عرصه شعر و ادب فارسی ، اگرچه در تراز شاعران مرد نبوده است ولی حضور آنان بویژه در مقطع معاصر، چشمگیر و فعال می باشد تا جایی که می توان ادعا نمود، این حضور گاه آنقدر پررنگ بوده که این زنان به شدت در حوزه فرهنگ تاثیرگذار شده اند. مهم ترین عامل در این تاثیرگذاری را می توان زبان دانست. زبانی که خاص زنان است و همین زنانگی در زبان مخاطبان خاص خودش را پیدا کرده است و باعث ماندگاری آفریدگان این آثار شده است.
قطعا در یک نگاه اجمالی به تاریخ ادبیات ایران می توان پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد را از جمله این قله های شعر زنان دانست. با بررسی اشعار فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی به شباهت ها و تفاوت های زبانی و فکری قابل ملاحظه ای درخصوص شاعران زن ایرانی می رسیم.
در ابتدا نگاهی کوتاه به زندگینامه این دو شاعره ادب فارسی می نماییم.
پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی متخلص به پروین در ۲۵ اسفند۱۲۸۵۱۷ مارس۱۹۰۷ در تبریز متولد شد.در کودکی به تهران آمد و تا پایان عمر کوتاهش در آنجا زیست.پدرش یوسف اعتصامی مردی روشنفکرونویسنده بودکه با انتشار کتاب تربیت نسوانآگاهی وعلاقه خود را به مسائل زنان نشان داده بود.
وی اهتمام ویژه ای به تعلیم وتربیت وپرورش استعداد شعری دخترش داشت ومقدمات زبان فارسی وعربی را خود به او آموخته بود. پس از آن پروین وارد مدرسه دخترانه آمریکایی شد ودوران تحصیل را در آن جا گذراند. در سال 1312 با پسر عموی پدرش ازدواج کرد وبه کرمانشاه رفت اما این وصلت مناسب نبود واو بعد از دو ماه ونیم از همسرش جدا شد وبه تهران بازگشت . با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.
در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتابخانه ،مشغول به کارشد .
دیوان او نخستین بار در سال 1314 چاپ شد که شامل 248 قطعه شعر در قالب های مختلف است که از این مقدار 65 قطعه در قالب مناظره میباشد. تبحر پروین در فن مناظره شهرت زیادی را برای او فراهم کرده است.پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در مقبره خانوادگی جوارحرم فاطمه معصومه ( س) در قم بخاک سپرده شد.
فروغ فرخزاد :
فروغ در ۸ دیماه در تهران به دنیا آمد.فروغ فرزند چهارم توران وزیریتبار و محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او میتوان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.پدرش فردی نظامی اما علاقمند به شعر وادب بود. فروغ پس از اتمام متوسطه به هنرستان رفت و در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامیدکه حاصل این ازدواج، یک پسر بود.پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخزاد، برای گریز از هیاهوی روزمره، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانهاش به سختی میگذشت، به تئاتر و اپرا و موزه میرفت.
وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشناییاش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینهای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.
آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد.آنان در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاهاست را در آسایشگاه جذامیان باباباغیتبریز ساختند.
فروغ با مجموعههای اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که میان سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شدهاند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد.
فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتومبیل جیپ شخصیاش، بر اثر تصادف در جاده قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
بررسی تطبیقی اشعار وسبک های شعری پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد
با نگاهی به اولین مجموعه های شعر فروغ (اسیر، دیوار و عصیان) شاهد زبانی هستیم که سرشار از عواطف زیبای زنانه است، با بازتاب زندگی فردی او و عاشقانه هایی که گاه با بی پروایی به تصویر کشیده شده اند. فروغ زن را در جایگاهی نشان می دهد که قابلیت عاشق شدن و معشوق بودن را با هم دارد و اکثر شعرهایش حاکی از عشق مادیست. آنچه در بیشتر اشعار فروغ موج می زند عصیانی است که گاه علیه مردان می باشد. ولی ای مرد، ای موجود خودخواه مگو ننگ است این شعر تو ننگ است…
فروغ از واژگانی استفاده می کند که خاص زن است و تا آن روزگفتنش نوعی گستاخی به حساب می آمده چراکه ادبیات فارسی، برای بیان حکایت های عاشقانه دارای بیان مردانه بود و کمتر زنی جرات داشت زنانه شعر بگوید و حتی شاعران بسیاری اگر زیر شعرشان را امضا نمی کردند زن بودن آنها به سختی قابل تشخیص بود. فروغ در دو دفتر دیگرش (تولدی دیگر و ایمان بیاوریم….) با زبانی مردانه و متفاوت از قبل به توصیف جامعه و انسان می پردازد.
حال اگر بخواهیم به شعر پروین اعتصامی بپردازیم باید گفت که شعر او عاری از واژگان احساسی خاص جنس زن است و او نتوانسته هویت زنانه خویش را چون فروغ به تصویر بکشد. حتی عده ای سراینده اشعار او را مرد پنداشته اند. استواری کلام، خردگرایی و پندآموزی، شعر اورا مردانه جلوه می دهد. اما با این همه، محتوای شعر او دارای ظرافت و نکته سنجی است که از ویژگی های نگاه عمیق زنان است. چیزی که در شعر پروین به وفور دیده می شود گفت وگوهایی است که در قالب مناظره بین اشیا و انسان ها رخ می دهد که شعر او را بسیار اجتماعی کرده وشاید بتوان مناظره را یکی از ویژگی های زنانه شعر پروین دانست چراکه زنان بسیار بیشتر از مردان اهل گفت وگو و شنیدن حرف های دیگران هستند و از سوی دیگر مناظره کمتر در شعر شاعران مرد دیده می شود. پروین در مناظره هایش از عناصری بهره می گیرد که شاعران مرد به آن بی اعتنا هستنداز جمله گفت وگوی (دیگ و تاوه)، (نخ و سوزن) و.. که همگی واژگانیست که زنان بیشتر از مردان با آن سرو کار دارند.
باید گفت شعر پروین اعتصامی پر است از مضامین عاطفی که ناشی از احساس زنانه اوست مثل صحبت دختری با پدر از دست رفته اش، اشعاری به زبان مادرانه، توصیف پیر زنان و کودکان و.. که تنها عمق آن را یک زن می فهمد.
عشق بین زن و مرد در شعر پروین دیده نمی شود و او عشق را در قالب های دیگری بیان می کند. اینکه بگوییم شعر فروغ زنانه است و شعر پروین مردانه یک تقسیم بندی کلی و سطحی است که تنها از روی ظاهر اشعار رخ داده چراکه شعر فروغ هم بعد زنانه دارد که فردی است وهم بعد اجتماعی. در مورد پروین هم نمی توان گفت که به دلیل استفاده کم از واژگان زنانه، شعر او مردانه است چراکه پراست از مضامینی که در ظاهری مردانه بازگوی عواطف ناب زنانه است.
در شعر فروغ بیشتر عناوین ،مفاهیم احساسی وعاطفی وعاشقی هستند،آفتاب ،بوسه ،رویا،بهاروحسرت و…. اما در شعر پروین گوهر تابناک پادشاه از اشک یتیم وخون دل بیوه زنان درست شده ،محتسب از مست می خواهد تا شکایت ضعیفان را نادیده بگیرد.
به همین دلیل برخی منتقدان شعر پروین را خالی از احساسات لطیف شاعرانه واشعار فروغ را احساسی وبی مسؤلیت وبیگانه با اوضاع اجتماعی دانسته اند اما با نگاهی دقیق تر صدها نکته ی ظریف احساسی در اشعار پروین یافت می شود وزیباترین توصیفات اجتماعی را می توان در شعر فروغ جستجو کرد.
پروین زنی بود با دیدگاههای اجتماعی وتربیت شده در خانواده ای با فرهنگ ولی در عین حال سخت واخورده.اوبیشتر یک بینش تلخ فلسفی دارد دیدگاهی را هم که از ناصر خسرو می گیردتلخ وغم انگیزاست .
در کارش اصولا” حالت مبارزه جویانه وجود ندارد برخی از اشعارش هم بیانگر زنی تنها در خانه است او شهامت بیان عواطف واقعی یک زن را نداشت .انسانی رمانتیک بود واشعار اجتماعی اورا باید بیشتر ترجمه ی موضوعات اجتماعیرمانتیکهایفرانسویدانست.
ستمی که پروین از آن سخن می گوید کلی تر است اما در فروغ این ستم جز به جز احساس شده وفروغ آنرا به طور شخصی حس کرده است.
پروین یک شاعرکلاسیک است وفروغ شاعری مدرن.پروین معصوم وخانه نشین باهمه ی قیود اخلاقی به میراث رسیده از گذشته ،قیودی که فروغ کاملا” به آنها پشت پا زده است وعلم طغیانی برضد آنها افراشته است .پروین اخلاقی وشکیباست وفروغ بی تاب وبی تحمل است
فروغ شاعری است که ذات شعرش گرد یک کانون می گردد وآن کانون تمام لایه ها واجزای شعرش را شدیدا” کنترل می کند.این کانون چیزی نیست جز مبارزه با سنت فرهنگی مرد سالار .
فروغ یک سنت شکن فرهنگی است که میخواهدیک تنه دربرابرسنت مردسالارهزارساله قدعلم کند .
فروغ فرخزاد در سه کتاب اولش(اسیر، دیوان، عصیان)، بیشتر هوس های زنانه را به نظم می کشید ولی با(تولدی دیگر) به سوی ایجاد تصاویر زنانه از زندگی خصوصی و اوضاع محیط خود گرائیده است.
دیوار دومین اثر وی وضعی را می رساند که شخص می خواهد تمام محدودیت های سنتی را درهم شکند. چرا که خود را در دنیایی از خود بیگانگی در می یابد که دور و برش را دیواری حصار کرده است. در سومین اثرش (عصیان) ساده ترین و عمیقترین مضمون کشف شده هویت انسانی هویت شیطانی را و مسأله بنیادی فلسفی اختیار و اجبار را عرضه کرده است.
نوع نوشته های فروغ بسامد برخی واژه ها و کاربرد آن در دید اول هر مخاطبی را بر آن می دارد که این احتمال را بدهد که شاعر این قطعات زن است، زنی که در چهار دیوار اسارت خانگی در برابر سنت ها و اخلاقیات معمول خانوادگی می ایستد و با جسارتی که خاص اوست، تنها احساسات و تمایلات غریزی خود را بر ملا می سازد که می توان گفت هم از نظر تصویر و هم از لحاظ فکر و محتوا، خاص اوست.
فکر و محتوا در سه کتاب اول از چهارچوب(من) زنی که درگیر با مسائل سطحی و ظاهری و پیش پا افتاده است فراتر نمی رود. او به هیچ مسألهای عمیقاً نگاه نمی کند و نمی اندیشد. او چون گزارشگر پرشتابی می ماند که عواطف و احساسات ابتدایی خویش را به سرعت و به راحتی منعکس می کند و در ابراز این احساسات سطحی، بی پرده و بی پروا سخن می راند. شاید سادگی شعر فروغ، از این سرچشمه می گیرد که بین تجربیات روزمره زندگی و چیزی که او به صورت شعر در می آورد فاصلهای وجود ندارد. بیان احساسات تند عاشقانه، گله از معشوق و سختی های عشق، اشعاری خطاب به پسر یا شوهر ارائه تصویری از خانهای متروک و بی رونق که خانه خود شاعر بعد از طلاق است و نیز سطح گونه هایی که نوعی عصیان و سرکشی در مقابل جامعه است از جمله محتواهای سه کتاب دوره اول شاعری فروغ است.
محتوای کتاب های دوره دوم عبارت است از احساس مرگ، احساس تاریکی و شب اضطراب و پریشانی و عدم رابطه با دیگران و تلاش برای ایجاد این رابطه، یادآوری های دوران کودکی و آرزوی آمدن آن به خاطر صمیمیتی که در آن بود. فروغ فرخزاد در زمینه انعکاس عواطف و روحیات عمیق زنانه پیشتاز زنان شاعر است.
او هم در زمینه انعکاس عواطف یک زن صمیمیت و رک گویی خاص خود را دارد و هم در حوزه بیان وجدان های اجتماعی از دیدگاه یک زن بیانی روشن و آشکار دارد. و«فروغ هیچ گاه میل ندارد از پشت پرده سخن گوید و همیشه از روبرو با مسائل برخورد می کند» فروغ در اشعارش آن چنان صمیمی و صریح حرف می زند که می توان آن اشعار را نمونهای بارز از«ادبیات شخصی» دانست.
خود فروغ خوب به مسأله صمیمیت و عاطفه عمیق شاعرانه واقف است و می گوید: «شاعر بودن یعنی انسان بودن. بعضی ها را می شناسم که رفتارشان هیچ ربطی به شعرشان ندارد. یعنی فقط وقتی شعر می گویند که شاعر هستند بعد تمام می شود؛ دو مرتبه می شوند یک آدم حریص شکموی تنگنظر بدبخت حسود حقیر. من حرف های این آدم را قبول ندارم. من به زندگی بیشتر اهمیت می دهم.»
پروین در قطعات خود، مهر مادری و لطافت روح خویش را از زبان طیور، از زبان مادران فقیر، از زبان بیچارگان بیان می کند. گاه مادری دلسوز و غمگسار است و گاه در اسرار زندگی یا ملای روم و عطار و جامی مقامی دارد. او بیشتر نگران وظایف مادری است وقتی از اندیشه ها خسته می شود، بیاد لطف خدا می افتد و قطعه لطف حق را مردانه می سراید و خواننده را با حقایق و افکاری بالاتر آشنا می سازد، و در همان حال نیز از وظیفه مادریش دست بر نمی دارد و باز هم مادری است نگران نفس، اهریمن را که روح آریایی با آن وجود دوزخی کینه دارد، همه جا در کمین جان پاک آدمی می داند، تشکیل خانواده مهربان و سعادت آرام وبیسروصدارا نتیجه حیات میپندارد.
دکتر یوسفی می نویسد: «شعر پروین از لحاظ فکر و معنی بسیار پخته و متین است، گویی اندیشه گری توانا حاصل تأمل و تفکرات خود را درباره انسان و جنبه های گوناگون زندگی و نکات اخلاقی و اجتماعی به قلم آورده بی گمان او در این باب از سرچشمه افکار پیشنیان نیز بهرهمند شده است اما نه آن که سخنش رنگ تقلید و تکرار پذیرفته باشد بلکه در اندیشه و طرز بیان از اصالت برخوردار است.» پروین زنی مطیع و فرمانبردار و عفیف و پاک و صمیمی است ولی در عین حال سخت دربند دو گانگی خیر و شر، قوی و ضعیف، غنی و فقیر و پادشاه و گداست.
تخیلش از طریق زبان اشیاء و حیوانات کار می کند. ولی هرگز به در هم ریختن یادهای مختلف حافظه و از میان برداشتن دیوارهای زمانی و مکانی یادها، توجهی ندارد. شعرش هیجانانگیز، پرشور و حال، اعجابانگیز و تکان دهنده نیست. یکی از بارزترین ویژگی های اشعار دیوان او این است که در آن ها خبری از مسائل عیاشی و عاشقانه که شعر فارسی سرشار از آن است، نیست، او بیشتر به این مسائل پرداخته که به هم میهنان خود یاد بدهد تا به چه صورت یک زندگی پاک و عاقلانه و سعادتمندی را دنبال کنند. اشعار او بیشتر تعلیمی است. مدار اندیشه پروین بر کار و کوشش، مذهب، رنج و غم مردم می چرخد هر چند که به اقتضای روح لطیف و خواهرانهای که داشته و چه اقتضای زمان، به سیاست و مسائل جاری آن نپرداخته است و قلمرو شعری او به مکان زمان و حوادث خاصی محدود نیست.
پروین در اشعارش چند باری بیشتر به عشق اشاره نکرده لکن نه آن عشقی که در مکتب لیلی و مجنون درس می دادند. عشقی که جور یار و زردی رخسار و … آن نبود. منظور شاعر عشق الهی و به دور از عشق های مادی است، به همین سبب در هیچ کجای آن، شعری که مصاحبت مردی در آن آرزو شده باشد نمی بینیم و این آرزوها برای پرنده و چرنده این دفتر هم مفهومی ندارد.
مقامی که پروین برای زن قائل است، و آن را بارها در اشعارش مطرح می سازد، خیلی بالاتر از مقامی است که مدعیان تجدد برای زن مسلمان ایرانی در نظر داشته و پیشنهاد و تحمیل کردهاند، زن شعر پروین چون خود او موجودی قدسی، سازنده، مستحق و قادر به دانا شدن و آفرینش نیکی ها و پروردن فرزندان برومندی است. وی حقوق زن و مرد را یکسان می داند در حالی که اکثر شاعران مرد این حق را یکسان بیان نکردهاند.
لذا خلاصه موضوع تمام قصاید پروین با توجه به دستهبندی محتوا به صورت زیر ارائه می شود:
1) خلاصه موضوع تمام قصاید پروین پند و اندرزهای اخلاقی، اعراض از دنیا، هوشیاری در مقابل فریبکاری جهان، زودگذر بودن عمر، نکوهش تن و در مقابل آن تجلیل از روح و روان و عقل و فضل و هنر می باشد و در همه این ها پروین مانند حکیمی پیر و با تجربه به خواننده اشعار خود گفتگو می کند.
2) در قسمت قطعات تمثیلی هم پیام پروین به این صورت است: داشتن قدرت شناخت ارزش ها، یکرنگی با دیگران و دوری از نفاق و بدگویی نسبت به دیگران، کمک به بیچارگان و دوری از دنیا.
3) در قسمت مثنوی ها هم این پیام ها به چشم می خورد: رعایت حقوق دیگران و کمک به ناتوان، وقت شناسی، و تجلیل از علم و هنر.
4) در تنها غزل دیوان نیز با این که دارای مضمونی اجتماعی است، بلافاصله بعد از چند بیت به مطالبی چون پند و اندرز و یا کشتن و درو برخورد می کنیم.
به تدریج در اشعار پروین، آثار مناشقات اجتماعی و عدم هماهنگی بین ثروت و فقر به چشم می خورد.
از مسایل قابل توجه در مورد اشعار پروین این است که مضامین عاشقانه در اشعار نمودی آن چنانی ندارد و اگر از یک غزل آن هم در بینی آغازین و نیز ابیات آغازین و گذرای 2 تا 3 قطعه بگذریم که اشارتی گذرا به مسایل عاشقانه دارد دیگر هیچ نشانی از این موضوع در شعر پروین دیده نمی شود.
قضاوت درباره این که آیا عواطف عمیق زنانه پرورش در اشعارش منعکس شده است یا خیر، مشکل است؛ زیرا اگر هر عنصر کلامی را ملاک انعکاس عواطف شاعر در شعرش بدانیم باید اذعان کنیم بسیاری از عناصر کلامی که نشانگر روح زنانگی یک شاعر باشند، از قبیل: نخ، سوزن، ماش، عدس و … در شعر پروین وارد شده است، از طرف دیگر بعضی نشانه های معنایی هم دیده می شوند که نشانگر روح زنانه و عاطفه مادرانه اوست نظیر درد و اندوه هایی که از زبان دختران یتیم بیان می دارد و یا صحنه های گفتگو و مراقبتی از حیوان به عنوان مادر به نمایش می گذارد.
اما اگر تمام جنبه های عاطفی انسان را ملاک قرار دهیم باید بگوییم در انعکاس عواطف خود ناتوان است و عاطفه عمیق زنانه شاعر در شعرش منعکس نشده است فقط به صورت غیرشخصی عاطفه مادری آن هم در هیأت دیگران و گذرا دیده می شود عاطفهای که هیچ گاه خود شاعر آن را تجربه نکرد. دایره لغات اشعار پروین متوسط است و در دیوان او به لغات تکراری، به کرات برخورد می کنیم. اما باید بدانیم که این تکرار حاکی از نظام خاص فکری اوست
سبکها و قالب های شعر فروغ و شعر پروین
در تمام قالبهای شعر فروغ فرخزاداگر سه عنصر وزن، قافیه، و شیوه نوشتاری را، عناصر مؤثر در به وجود آمدن قالبهای شعر بدانیم، قالبهای موجود در پنج مجموعه شعر او را، میتوانیم به قالبهای:نیمه سنتی، چهار پاره نو، (عامی-آهنگی)و نیمایی نو(سبک شخصی فروغ)، عناوینی است که با توجه به شکل اشعار، به بعضی از اشعار فروغ فرخزاد نسبت داده شده است.بحث محوری این مقاله، درباره قالب نیمایی نو(سبک شخصی فروغ)است که ضمن نقد و رد نظر بعضی صاحب نظران، نظریه جدیدی ارائه گردیده و نوعی آشنایی زدایی، نسبت به قالب نیمایی، برای نزدیک شدن شعر به طبیعت نثر که در این اشعار وجود دارد، نشان داده شده است.
دیوان پروین اعتصامی، شامل ۲۴۸ قطعه شعر میباشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔانتقادیبهتصویرکشیدهاست. درمیاناشعارپروین،تعدادزیادیشعربهصورتمناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد.درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت ها، نصیحت های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست.در شعر پروین استفاده هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است. ملک الشعرای بهار در مقدمه ای که بر دیوان وی می نویسد، می گوید:
این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوهٔلفظی و معنوی آمیخته با سبکی مستقل، و آن دو یکی شیوه خراسان است خاصه استاد ناصر خسرو قبادیانی و دیگر شیوهٔشعرایعراقوفارساستبهویژهشیخمصلحالدینسعدی شیرازی علیه الرحمه و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفا است، و
این جمله با سبک و اسلوب مستقلی که خاص عصر امروزی و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جوئی است ترکیب یافته و شیوه ای بدیع و فاضلانه به وجود آورده است.
اشعار او را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیهاست. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند
رسول ابراهیمی اصل/ مدرس دانشگاه و پژوهشگر
منابع
1-دیوان پروین اعتصامی به کوشش منوچهر مظفریان
2-چشم انداز شعر نو فارسی (سید مهدی زرقانی )
3-دیوان فروغ فرخزاد چاپ پنجم
4- دانشنامه آزاد ویکی پدیا

















Tuesday, 12 May , 2026