دانشگاه محل تمرین برای تضارب آرا و فرصتی برای ارتقاء تحمل و تاب آوری و مکانی برای ابراز نظر و نقد هست و نباید منافذ نقد و نظر مسدود شود. به گزارش پایگاه خبری یئنی تبریز، به عنوان کسی که مدت های مدید به واسطه حضور در دانشگاه و نیز رسانه ملی، با دانشجویان ارتباط […]

دانشگاه محل تمرین برای تضارب آرا و فرصتی برای ارتقاء تحمل و تاب آوری و مکانی برای ابراز نظر و نقد هست و نباید منافذ نقد و نظر مسدود شود.

به گزارش پایگاه خبری یئنی تبریز، به عنوان کسی که مدت های مدید به واسطه حضور در دانشگاه و نیز رسانه ملی، با دانشجویان ارتباط مستقیم داشته ام باید بگویم که دانشجویان به عنوان قشر فعال و آگاه جامعه همانند نشانگرهای جامعه هستند و بایستی نسبت به کج روی ها و انحرافات صراحتا اعلام موضع داشته و آلارم های خطر را به مسئولان و دست اندر کاران بدهند.

مطالبه  و پرسش گری یکی از خصیصه های اصلی جنبش های دانشجویی می باشد و اگر کشور بخواهد در مسیر صحیح و درست ادامه مسیر بدهد، باید این خصیصه همیشه در ذات  این جنبش باقی بماند و دانشگاه هم محل تمرین برای تضارب آرا و ارتقاء تحمل و تاب آوری و مکانی برای ابراز نظر و نقد هست و نباید منافذ نقد و نظر مسدود و یا محدود شود.

شهید بهشتی دانشجو را موذن جامعه می دانست که اگر نباشد، نماز امت قضا می شود. بنابر این حاکمیت بهره مندی از ظرفیت دانشجویان به عنوان سوت زنان و دیده بانان اصیل و صادق، وظیفه دارد ابزارها و امکانات و موقعیت رشد را برای دانشجویان جامعه فراهم نماید.

از جمله: حق آزادی بیان ، حق تشکیل انجمن های سیاسی و صنفی، تشکیل، عضویت و شرکت در جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و اسلامی، حق تشکیل اجتماعات، و تظاهرات مسالمت آمیز، که شرایط آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر شده است.

اگر در انحرافات و کج روی های سیاسی اجتماعی صدایی از دانشگاه بلند نشد، باید نسبت به پویایی و حساسیت جریان دانشجویی شک کرد و لازم است کارشناسان دلایل خاموشی و سکوت جریان دانشجویی را مورد مداقه قرار داده و نسبت به رفع آن همت کنند.

اما این امر نمی تواند دلیلی برای  تبدیل دانشگاه به باشگاه  احزاب شده و دانشجو هم به عنوان دست چدنی سیاسیون برای انجام رفتارهای هیجانی و باج گیری از حاکمیت بشود. مشابه اتفاقاتی که در دهه هفتاد و  هشتاد در دانشگاهها رخ می داد و  برخی تشکل های دانشجویی به جای حفظ منافع ملی، بلند گوی احزاب و سیاسیون و حتی در قامت اپوزیسیون ظاهر می شدند.

تحرکاتی که در سال گذشته و امسال در درون برخی دانشگاهها از جمله شریف با عنوان اعتراضات به وقوع پیوست، بیشتر به فحاشی و کشف عورت عقده های چاله میدانی شبیه بود تا اعتراضات مدنی و دانشجویی . و البته در کنار آن اقدام خودجوش برخی جنبش های اصیل دانشجویی در برگزاری تریبون های آزاد و شنیدن نقد و نظر های دانشجویان از جمله در دانشگاه تبریز، نشان از بلوغ فکری و ارتقاء آگاهی های سیاسی جریان دانشجویی دارد.

کلام آخر:

به نظر می رسد در چند سال اخیر جریان دانشجویی نسبت به دهه های گذشته از مسئولیت مطالبه گری و کنشگری اصیل و واقعی خود فاصله گرفته است و دانشجویان در گیر و دار فراغت از تحصیل و اشتغال و مهاجرت در حال دست و پا زدن هستند و رغبتی برای ابراز نظر و پیگیری برای اصلاح امور وجود ندارد. اما پرشس گری و مطالبه گری خصیصه ای در ذات جریان دانشجویی است که با هیچ چیز دیگری قابل معامله و چشم پوشی نیست.

نویسنده: رسول ابراهیمی اصل. مدرس دانشگاه