امروزه یکی از نقطههای آسیب گفتمان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، همین نسل از بیتخصصهای بی تقوا هستند که نه از خدا پروا دارند و نه از نظام. و بخشی از پدیدهٔ «الحاد نو» در جامعه ایرانی نیز محصول همین پدیده بیتقوایان انقلابینماست.
موضوع «تقوا» یکی از موضوعات الهیاتی اجتماعی است که در تحلیل مسئلههای اجتماعی ایران امروز کمتر مورد توجه قرار میگیرد. این در حالی است که نه تنها جبهۀ غیرانقلابی از خلاء خویشتنداری حداقلی یا همان خودبانیِ مدرن (تقوای مدنی) رنج میبرد بلکه تعدادی از انقلابیون موثر نیز از نبود تقوای عُرفی و عمومی (تقوای حداقلی در یا ایها الناس اتقوا) و تقوای دینی و ایمان اجتماعی (تقوای حداکثری) به صورت توأمان دچار کاستیهای جدی و آسیبهای کُشنده هستند. از همین منظر یکی از نقطههای عزیمت در صورتبندی نزاعات اجتماعی ایران امروز، نبود تقوای سنتی و مدرن به صورت توأمان در دوسویۀ برخی از جریانات انقلابی و غیرانقلابی است. یعنی در این نقطه و در فرایند تحولات اجتماعی برخی از جریانات موثر در جامعه، تقوای سنتی و تقوای مدرن را همزمان از دست دادهاند و در نبود تقوا آرزومندانه در پی ایجاد نظم و همزیستی اجتماعی میروند.
هر چند در نگاه نخستین تقوی یک امر فردی و باطنی است، لیکن دقت در آیات قرآنیِ مربوط به تقوی نشان میدهد که تقوی جنبههای اجتماعی مهمی دارد و موجب مصونیت اجتماعی در برابر و در مواجهه با دشمنان (ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شیئا، آل عمران/ 120) میشود، و در مقابل بیتقوایی زمینه را برای مکر و کید دشمن و آسیبدیدگی جامعه اسلامی فراهم مینماید.
طبق آیات نخست سوره بقره، تقوی پدیدهای ماقبل از ایمان است و نه بعد از ایمان، و برای مومن شدن و بلکه مومن ماندن باید همچنان تقوا پیشه کرد و فقدان تقوای فردی زمینههای زوال ایمان شخصی را فراهم میکند، و نبود تقوای جمعی نیز زمینه را برای اضمحلال ایمان در جامعه آماده میسازد. فرایند زوال ایمان در بستر اجتماعی امروز، میتواند بسیار پیچیدهتر و پیشرفتهتر انجام یابد و امکان بازگشت ایمان فردی و اجتماعی در بستر بی تقواییهای مکرر و تودرتو را سخت و گاه ناممکن بنماید.
در ادبیات مدرن و در نظریههای تمدنی، نظم و انضباط اجتماعی نه صرفا با عامل قانونی بلکه با نوعی از پروردگی انسانی (cultivation) بوجود میآید، و آنگاه صفت بارز شهروند متمدن در دولت مدرن هم نوعی ظرفیت درونی برای انضباط شخصی (self-regulation)، خویشتن داری (self-restraint) و کنترلنفس میشود.
اما در ادبیات دینی و در سیر تاریخ تمدنی اسلام، آنچه نظم و انضباط اجتماعی را موجب شده است، نوعی از خودبانی، خودکنترلی، و پرهیزکاری (piety) در اتمسفر ایمانی و الهی بوده که به گفتۀ مارشال هاجسن موجب نوعی از ذهنیت و عقلانیت پرهیزکاری (piety minded) در سطح جامعه میشود و تنشهای اجتماعی را کمتر میسازد.
اکنون آنچه میتوان در ایران امروز آن را مشاهده کرد، فقدان توأمان تقوای فردی و تقوای اجتماعی، و نبود همزمان تقوای عرفی و تقوای دینی در برخی از مدیران انقلابی و غیر انقلابی است. انتظاری که از جریانات غیردینی، جریانهای غیر انقلابی و ضد انقلابی میتوان داشت، داشتن تقوای مدنی و خویشتنداری در سطح مناسبات سیاسی و اجتماعی و ملی است که سوگمندانه به موجب فقدان تربیت مدرن در میان مدعیان مدرن، آن میزان از خویشتنداری مدنی که در میان شهروندان غرب وجود دارد، در میان شهروندان غربگرا یا غربزده در جامعه ما وجود ندارد.
و انتظاری هم هست از جریانات دینی و انقلابی، و آن برخورداری از تقوای دینی یا دستکم همان تقوای سنتی و یا حداقل تقوای عرفی و مدنی است. لیکن به رغم وجود خیل انبوهی از انقلابیون پاک و پرهیزکار، نشانههای بسیاری وجود دارد از ظهور نسلی انقلابینما در درون جبههٔ انقلاب (نفوذ بیتقوایان در نظامی که اساس علی التقوی بوده) که نه ملتزم به تقوای سنتی هستند، نه برخوردار از تقوای دینی و نه آشنا به تقوای عرفی و مدرن. مدیرانی که بیمناسبت و بدون تخصص در دولت انقلابی و نظام اسلامی مسئولیت قبول میکنند (مدیران ارشدی که بدون تخصص از یک پست بیربط به پست بیربط دیگر نقل مکان میکنند) ، کسانی که در مسند مسئولیت اهل پاسخگویی نیستند و به هیچ وجه در قبال کردههایشان (مثل موضوع خودرو) توضیح نمیدهند، مسئولینی که در تصمیمهای خود ناصادق و دروغگو هستند (هنوز حقوق را بالا نبرده، دلار را بالا میبرند)، و آنهایی که در داوریها و قضاوتهایشان بین خود و دیگران تبعیض قائل میشوند و ضعفهای دیگران را بیشتر از نقطه ضعفهای خود، و نقطههای امتیاز و مثبت خود را بیشتر از نقطههای قوت دیگران میبینند، همه از مصادیق به اصطلاح انقلابیهایی هستند که فاقد تقوای دینی و الهی بوده و خارج از گفتمان انقلاب اصیل در گفتار و کردار امام خمینی و مقام معظم رهبری قرار دارند.
امروزه یکی از نقطههای آسیب گفتمان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، همین نسل از بیتخصصهای بی تقوا هستند که نه از خدا پروا دارند و نه از نظام. و بخشی از پدیدهٔ «الحاد نو» در جامعه ایرانی نیز محصول همین پدیده بیتقوایان انقلابینماست.
حجه الاسلام دکتر حبیب اله بابایی/عضو هیئت علمی و پژوهشگر تمدنی

















Tuesday, 12 May , 2026