در نظامات سیاسی الی الابد نمی توان با کشور و یا ملتی دشمنی و منازعه کرد و اصولا دیپلماسی و گفتگو در جهان سیاست به همین خاطر به وجود آمده و می توان با لحاظ منافع ملی و ایستادگی بر اصول و آرمانها با همه کشورها و دولت ها رابطه بر قرار کرد .
رسول ابراهیمی اصل/ مدرس دانشگاه و پژوهشگر
دیپلماسی عزت، حکمت و مصلحت
یکی از موضوعاتی که در روزهای اخیر با سفر پادشاه عمان به ایران و دیدار با مقام معظم رهبری مطرح و تقویت شد، احتمال دست یابی توافق ( محدود) ایران و آمریکاست و چند روز پیش هم وزیر خارجه عمان در باره نزدیک بودن توافق بین دو کشور و جدیت مقام معظم رهبری در باره دست یافتن به توافق میان دوکشور اشاره کرده بود و سخنگوی وزارت خارجه هم با تایید مذاکرات مسقط اظهار کرده که گفت و گوهایی صورت گرفته است و برخی هم حتی از احتمال باز گشایی سفارتین سخن گفتند.
هر چند که بعضی گروه ها و جریان های سیاسی که تا دیروز جمهوری اسلامی و رهبری را به دشمنی الی الابد با آمریکا متهم می کردند، الان هم با شنیدن این اخبار و احتمالات قریب به یقین، رهبری را متهم می کنند که اگر قرار برتجدید توافق و روابط با آمریکا بود، چرا این امکان در دولت قبلی مهیا نشد و حتی می گویند که عمدا توافق برجام را خراب کردند تا طرفداران دولت روحانی در مبارزات انتخاباتی دست بالا نداشته باشند و این افتخار نصیب دولت طرفدار رهبری ! شود.
اما واقعیت این است که در دیدگاه رهبری با توجه به جایگاه خطیری که دارد ، همیشه منافع ملی مقدم بر سایر رفتارها و هیجانات زود گذر سیاسی و جناحی بوده است و بر اساس همین جایگاه، ایشان پیوسته دولت ها را حمایت معنوی و پشتیبانی قانونی نموده اند و حتی بعضی از دولت هایی که از لحاظ فکری با تفکرات انقلابی زاویه داشتند ولی رهبری در همان زمان هم از آنها حمایت کرده و با درخواست های آنان که علی رغم انسداد قانونی، با حکم حکومتی و اختیارات ولی فقیه موافقت کرده اند.
دولت موسوم به سازندگی به ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی که اولین دولت بعد از جنگ بود و حتی در موضوعاتی مانند تعدیل اقتصادی و مسامحات فرهنگی که مورد نقد جریانات سیاسی داخلی بودند ، ولی مقام معظم رهبری پیوسته از این دولت برای سازندگی ویرانی های جنگ و رشد اقتصاد حمایت می کردند و مجوزهای لازم را در اختیار دولت قرار می دادند.
در سال 76، که دولت اصلاحات به ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی تشکیل گردید، ایشان موضوع جامعه مدنی و گفتگوی تمدن ها را مطرح کرد و بر خلاف خواست برخی از افراد و گروه های منتسب به جریان حزب الله و ارزشی که مخالف صد درصدی دولت خاتمی بودند، اما همین دولت علی رغم فاصله فکری و سیاسی که با موضوع ولایت فقیه داشتند، پیوسته مورد حمایت رهبری بودند.
یکی از مسائل و مطالباتی که رهبر انقلاب بعد از اتمام جنگ از دولت ها داشتند توجه به موضوع پیشرفت های اقتصادی ، معیشت و رفاه مردم بوده است و تحقق این مساله را در واگذاری امور اقتصادی و تولیدی به مردم می دانستند. بر همین اساس، در دولت احمدینژاد، رهبری بر حسب مقتضیات زمان ، اصل ۴۴ را برای اجرا به دولت ابلاغ کردند، اما مساله ای که می توانست گره گشای بحران ها و مشکلات اقتصادی مردم باشد، عملا به دلیل عدم توجه و واگذار نکردن امور اقتصادی به خود مردم و تداوم تصدی گری دولتی، به جز قانون سهام عدالت که در آن تعدادی شرکت و کارخانه دولتی به نفع مردم به بخش خصوصی واگذار شد، توفیقات چندانی حاصل نگردید و بعدا در دولت آقای روحانی هم نه تنها این مسئله خوب پیش نرفت، بلکه با سوء استفاده از همین قانون، چوب حراج به تمام دارایی و ثروت های مردم و کشور زده شد و عملا با واگذاری شرکت های معظم به ثمن بخس به افراد نا اهل و ناشایست ، شرکت ها ورشکسته و تعداد زیادی از کارگران اخراج و بیکار شدند و همین مساله که می توانست موجب برون رفت از مشکلات اقتصادی شود به مساله امنیتی و اجتماعی تبدیل شد که رهبری بارها نارضایتی خودشان را از نحوه اجرای اصل ۴۴ و بی توجهی به اقتصاد مقاومتی اعلام کردند.
سال 92 که موعد رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری دوره یازدهم فرا رسید، آقای روحانی با شعار تدبیر و امید و کلید به ریاست جمهوری رسید ایشان از همان اول، به جای توجه به ظرفیت های درون زای داخلی، حل مشکلات اقتصادی را در بیرون از مرزها جستجو می کرد و در همان اوایل صدارت شان از عقب نشینی سیاست به نفع اقتصاد سخن گفتند و به صورت تلویحی گفتند که اگر بخواهیم اوضاع کشور درست شود باید از دیدگاه ها و آرمان های سیاسی به نفع اقتصاد عقب نشینی شود و با این مقدمه در موضوع مذاکرات پرونده هسته ای از رهبری درخواست نمود که برای حل و فصل پرونده هسته ای به جای اینکه با واسطه اروپایی ها با آمریکا صحبت کنیم، مستقیم و بلاواسطه با خود کدخدا ! مذاکره کنیم که رهبر انقلاب علی رغم اینکه به نرمش قهرمانانه و ضرورت حفظ منافع ملی با دیپلماسی عزت مندانه معتقد بودند، اما با شناختی که از نحله های فکری سیاسی رییس جمهور و سایر دولتمردان داشتند و نیز از مراتب کید و حیله دشمن آگاه بودند ، به گفتگوی مستقیم خوش بین نبودند، ولی مجوز لازم را دادند.
حسن روحانی قبل از ورود به مذاکرات با طرح سخنان جنجالی انفعالی ازقبیل خالی بودن خزانه و.. با دادن پاس گل به حریف و پذیرش کدخدایی طرف مقابل نتوانست در میدان مذاکرات بازی برد برد داشته باشد و متاسفانه آنچه که در عمل اتفاق اقتاد یک توافق ناقص و قابل تاویل بود. یعنی قبل از اینکه طرف های دیگر به مسئولیت ها و تعهدات خود عمل کنند و مورد راستی آزمایی قرار گیرند ، علی رغم ملاحظات و تذکرات رهبری بر باره اقدام مشترک(برجام) دولت به صورت داوطلبانه همه خواسته های طرف های مقابل را بی قید و شزط پذیرفت و در حقیقت آقای روحانی که یک زمانی خوش بینی در عالم سیاست را ساده لوحی می پنداشت با خوش خیالی هر چه تمام تر، دستش را برای عمل به تعهدات طرف مقابل خالی کرد و این همان چیزی بود که می توان گفت نه تنها نتوانست سرمایه را تبدیل به ثروت کند بلکه به تعبیر رادیو فرانسه،” ارزیابی غرب از دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی بود که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی میدید و طبق این جمعبندی اگر خریدار صبور باشد، فروشنده، قیمت را کمتر خواهد کرد”.و توافق وی نه تنها عملا آورده ای برای کشور نداشت و از طرفی با آنکه داعیه دار میدان دیپلماسی و آشنا به زبان دنیا بود و دیگران را بی تجربه و بی بهره از آن ، به خاطر تعجیل در توافق و صبر طرف مقابل، دایره تحریم ها روز به روز تنگ تر شد و بلایی که بر سر ملت آمد غیر قابل تصور …
در سال 1400 دولت سیزدهم با گفتمان دولت مردمی ایران قوی در حالی پا به عرصه وجود گذاشت که هیچ وقت در مبارزات انتخاباتی چه در 96 و چه در 1400، ناجی اش اروپایی ها نبودند و به قول معروف روی پوست خرسی را که هنوز شکار نکرده بود، شرط بندی نکرد. از طرف دیگر، دیپلماسی و گفتگو با دیگر دول را نفی نکرد و مانند دولت قبلی هم همه تخم مرغ هایش را توی سبد بلوک غرب نگذاشت و با تحلیل های واقع بینانه و لحاظ تحولات جهانی و عمل به توصیه های رهبری، نوک دیپلماسی را از غرب به سوی شرق و کشورهای همسایه برگرداند.
هر جند که باید اذعان کرد یکی از سمت گیری های درست دولت نهم و دهم ، توجه به بلوک شرق و آمریکای لاتین بود و حتی سال 88، احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی صراحتا گفت که از نظر من دنیا فقط 5 کشور اروپایی و آمریکا نیست.
صاحب نظران روابط بین الملل معتقدند، رابطه فى حد ذاته نه تنها چیز بدى نیست بلکه در صورت سلامت حتى براى گسترش، ترقى و توسعه لازم و ضرورى است. رابطه همچون تیغ دو دم عمل مىکند، هم مى تواند ترقى و پیشرفت را به ارمغان آورد و هم مىتواند موجب رابط وابستگى و زیر سلطه رفتن شود.
در نظامات سیاسی الی الابد نمی توان با کشور و یا ملتی دشمنی و منازعه کرد و اصولا دیپلماسی و گفتگو در جهان سیاست به همین خاطر به وجود آمده و می توان با لحاظ منافع ملی و ایستادگی بر اصول و آرمانها با همه کشورها و دولت ها رابطه بر قرار کرد .
حضرت آیه الله خامنه ای به عنوان ولی فقیه و رهبر نظام جمهوری اسلامی، همواره ارتباط مفهومی بین آرمانها و واقعیت ها را به خوبی تبیین کرده و معتقدند که میدان عمل، میدان توجه به واقعیت هاست و واقعیت امروز جمهوری اسلامی گسترش روابط با کشورهای دنیا بر اساس سه اصل عزت، حکمت و مصلحت است.

















Tuesday, 12 May , 2026