به گواهی تاریخ و منابع متقن و موثق، آذربایجان ها و خصوصا تبریزی ها از جمله معدود شهروندان اصیل ایرانی دارای تمدن چند هزار ساله هستند. وجود شخصیت‌ها و چهره‌های سیاسی و خطبا و عالمان و سخنوران فرهیخته‌ ، فاضل و دیندار همگی از وجود فرهنگ و تمدن غنی این شهر و استان حکایت دارد و آنچه که برتارک تاریخ این سرزمین نورافشانی کرده و مایه فخر و مباهات گردیده است ، باید همواره پاس داشته شده و مهم تر از آن، با تربیت و آموزش صحیح، این افتخار، ماندگار و بلکه پیوسته نسل به نسل ساری و جاری گردد.

با وجود این اوصاف، وندالیسم و یا همان تخریب فرهنگ و میراث معنوی اکنون در تبریز، یک واقعیت غیر قابل انکار هست و در عین حال شاید در فکر و ذهن بعضی ها غیر قابل تصور و باور بوده باشد. چنانچه پیش تر گفته شد،  تبریز با آن پیشینه تمدنی فرهنگی و دینی، اینک در سایه بی برنامگی مسئولان و مدیران و متولیان فرهنگی اجتماعی در حال تبدیل شدن به یک شهر رها شده و جولانگاه هتاکان و  هنجار شکنان شده است.

«وندال ها » قومی از نژاد ژرمن و اسلاو بودند که در قرن 16 میلادی در اروپا می‌زیسته‌اند. آنها وحشیانه به همه جا حمله می‌کردند و هرچه را که دم دستشان می آمد، تخریب می‌کردند.

از دیدگاه علوم اجتماعی، «وندالیسم» آسیب زدن آگاهانه به هر آنچه که به خود فرد تعلق و مالکیت ندارد، مانند میراث فرهنگی، منابع طبیعی، محیط زیست و مبلمان شهری و همچنین می‌تواند به صورت آسیب زدن به افراد نمود پیدا کند.

 درست است که قوم وندال قرن‌هاست که منقرض شده است، اما رفتارهای وندالیسم اگر چه به صورت سازمان یافته وجود نداشته باشد، ولی به صورت پراکنده و گروهی غیر منسجم هنوز هم در جوامع در حال آسیب زدن به اموال عمومی هستند


روانشناسان اجتماعی، وندالیسم را واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های خصمانه وکینه‌توزانه می‌دانند که ریشه در ناملایمات، اجحاف‌ و تبعیض ها، شکست‌ها و عقده‌های اجتماعی، عاطفی و روحی آدم‌ها و عدم آگاهی از مکانیزم تخلیه هیجانی یا دفاعی و عصبانیت دارد.

آنچه که از آن صحبت شد، در باره وندالیسمی بود که هدفش آسیب زدن فیزیکی به اموال عمومی جامعه بود ولی نوع دیگری از وندالیسم هم وجود دارد که هدفش آسیب رساندن به باورها و فرهنگ و اعتقادات یک ملت است که می تواند به صورت رها شدگی و لمپنیسم در اجتماع نمود و ظهور پیدا کند.

به گواهی تاریخ و منابع متقن و موثق، آذربایجان ها و خصوصا تبریزی ها از جمله معدود شهروندان اصیل ایرانی دارای تمدن چند هزار ساله هستند. وجود شخصیت‌ها و چهره‌های سیاسی و خطبا و عالمان و سخنوران فرهیخته‌ ، فاضل و دیندار همگی از وجود فرهنگ و تمدن غنی این شهر و استان حکایت دارد و آنچه که برتارک تاریخ این سرزمین نورافشانی کرده و مایه فخر و مباهات گردیده است ، باید همواره پاس داشته شده و مهم تر از آن، با تربیت و آموزش صحیح، این افتخار، ماندگار و بلکه پیوسته نسل به نسل ساری و جاری گردد.

با وجود این اوصاف، وندالیسم و یا همان تخریب فرهنگ و اخلاق اکنون در تبریز، یک واقعیت غیر قابل انکار هست و در عین حال شاید در فکر و ذهن بعضی ها غیر قابل تصور و باور بوده باشد. چنانچه پیش تر گفته شد،  تبریز با آن پیشینه تمدنی فرهنگی و دینی، اینک در سایه بی برنامگی مسئولان و مدیران و متولیان فرهنگی اجتماعی در حال تبدیل شدن به یک شهر رها شده و جولانگاه هتاکان و  هنجار شکنان شده است.

 رفتارهای غیر عفیفانه در معابر و اماکن عمومی ، خیابان ها و پارکها، مترو و اتوبوس، دانشگاه و مدرسه، محل کار و فضای مجازی آنچنان افزایش یافته است که به جرات می توان گفت که در معرض نوعی فروپاشی فرهنگی و اخلاقی هستیم.

جولان دختران و پسران جوان با پوشش و مظاهر نامتعارف و آزادی هایی که قبلا یواشکی بود و رفتارهای ضد اخلاقی در گوشه و کنار گردشگاهها و پاساژها و خیابانها و پیاده گذرها که تبدیل به مکانی جهت ترویج ناهنجاری‌ها شده، استفاده از الفاظ رکیک و بی شرمانه و حتی گاهی دشنام های ناموسی و شوخی های فیزیکی و حیوانی برای خندیدن در انظار عمومی، و علاوه بر آن اراذل و اوباشی که با قمه و قداره کشی، مکان های عمومی و خیابان ها را به میدان زورآزمایی و خونریزی بدل کرده اند، همگی حکایت های تلخی از افول اخلاق و کرامت انسانی و مبانی ارزشی و دینی است که هر روز در مقابل دیدگان هر یک از ما قرار دارد و عملا عرصه امنیت اخلاقی برای والدین و خانواده های اصیل و متدین و اخلاق مدار در حال تنگ شدن هست.

صاحب نظران و کارشناسان معتقدند که تجدید نظر در سیاست های تربیتی و آموزشی و رسانه ای کشور امری لازم و ضروری است و به تبع آن، کم کاری شوراها، نهادها و متولیان متعدد  فرهنگی و اجتماعی استانی، با بودجه های نسبتا هنگفت محرز می باشد، هر چند که بر روی کاغذ و با گزارش های صوری خود را منجی بدانند، اما تداوم رها شدگی فرهنگی و اجتماعی و بی توجهی به آن، مانند ویروس بد خیم تمام داشته های این سرزمین را فرا خواهد گرفت و جز پوسته ای از آن باقی نخواهد ماند.

آیین بزرگداشت زنده نامان تبریز بعد از وقفه ای چند ساله، فرصت خوبی برای مقابله با وندالیسم اخلاقی و معرفی الگوها و اسوه های عینی و ماندگار هست تا نسل فعلی و نسل های آینده همواره بر ذخایر ارزشمند علم و ادب این کهن دیار ایران زمین افتخار و مباهات نمایند.

✍️رسول ابراهیمی اصل/ مدرس دانشگاه و پژوهشگر